برای اطلاع از مسایل تربیتی فرزندتان هر از چند گاهی به ما سر بزنید
 

هدیه ی بدون مناسبت

چند روز پیش، دیدم دست فاطمه خانم (حدودا 7 ساله) مقداری پول هستش چون مناسبتی نداشت یه مقدار با تعجب بهش نگاه کردم گفتم این پول از کجا اومده؟ جواب داد: عمو بهم داده گفتم عمو برا چی پول بهت داد؟  گفت هدیه است ازش پرسیدم به چه مناسبت؟
اون روز جواب نداد فردای اون روز گفت: بابا می دونی چرا عمو علی این پول رو به من هدیه داد؟ گفتم: نه! گفت: دیروز با محمد( برادر زاده ام حدودا 12 ساله) بازی نمی کردم و به حرفش گوش نمی دادم ،عمو من رو صدا زد: فاطمه ؛ چرا به حرف محمد گوش نمی دی و باهاشون بازی نمی کنی؟ من هم جواب دادم: محمد یه بار حرف بد زد من هم به حرف آدمی که حرف بد می زنه گوش نمی دم و باهاش بازی نمی کنم!!!!!!!
من که بسیار تعجب کرده بودم به این فکر فرو رفتم که چی موجب شده که فاطمه این رفتار رو از خوش نشون بده که عموش همون موقعه یه هدیه نقدی بهش بده؟
وقتی دقت کردم دیدم توی رفتارهای ما و حساسیت های ما، یه نکته خیلی خودش رو نشون میده؛ اون هم حرف بد نزدنه و فاطمه این رو ملک قرار داده بود برای اینکه هم بازی برای خودش انتخاب کنه یا انتخاب نکنه
و به یاد اون روزی افتادم که به برادر 4 ساله ام( سجاد) گفتم: سجاد چرا دنبال زن ها عروسی نمیری گفت: این زن ها دیوونه هستند توی عروسی هاشون می رقصن و گناه می کنن من هم با اونها به عروسی نمیرم سجاد چون علاقه شدیدی به خواهر و برادرهاش داشت حرف های اونها رو ملاک قرار داده بود که توی یه مجلسی شرکت کنه یا نکنه البته بعد 8 سال که ارتباطش با خواهر و برادرهاش هم کم شده می بینیم محکم پای اعتقاداتش وایساده و حتی موجب هدایت دوستانش توی محله هم شده
نکات:
1. توی مطالبی که نوشتم دو اصل فراموش نشه یکی محبت و دومی دادن معیارهای درست به فرزندانمون هستش که این دو کنار هم بسیار کار سازه
2. خوبی ها و بدی ها رو به بچه ها یاد بدیم هرچند که بچه ها در نظر ما کوچیک بیاند اما بدونید این آموزش ها رو یه روزی به وقتش بچه ها این ها رو به کار می بندند
3. اگه توی قرآن و روایات دقت کنیم می بینیم ویژگیهای دوست رو بیان می کنن تا در همه جا هم معیارها رو آموزش بدیم و هم اینکه برای انتخاب دوست معیار داشته باشیم و اجازه ندیم بچه های ما گرفتار رفیق های بد بشن تازه یادمون بیاد که بچه هامون رو نجات بدیم

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد                 بـلا ندیده دعـا را شـروع باید کرد

چطور میشه رفتار همسرم رو تغییر بدم؟

یه خانمی برای مشاوره اومده بود و از بی نمازی و مقید نبودن همسرش به مسائل دینی گلایه می کرد چون تو دوران عقد بودن و هنوز سر خونه و زندگیشون نرفته بودند زمزمه های طلاق به گوش می رسید
به اون خانم گفتم: اگه بخوای همسرتون تغییر کنه باید شما اراده کنی برای تغییرش
گفت: حاج آقا؛ هرچی شما بگین من عمل می کنم به شرط اینکه این همسر من و پدر آینده بچه من اهل نماز و دیانت بشه، من دوست ندارم با یه آدم بی نماز و بی دین زندگی کنم، نمی خوام به خاطر بی نمازی شوهرم، بی برکتی توی خونه من بیاد و بسیار ابراز نگرانی و ناراحتی کرد
دغدغه های این خانم برام خیلی جالب بود بعلاوه که متاثر شدم
می خوام یه راهکار بهتون بدم که تجربه نشون داده که نتیجه داره و اما راهکار:
آدم ها توی هر سنی که باشن قابل تربیت و قابل تغییر هستند و یکی از عناصر تربیت عشق و محبته
به اون خانم گفتم با عشق ورزیدن شما می تونید همسرتون رو اهل نماز و بندگیش کنید چون عشق ورزیدن و محبت کردن دو اثر داره
1. دلبستگی به یه مومنه موجب میشه که اخلاق مومن بودن خود به خود در همسرتون ایجاد بشه
2. اگه برخوردهاتون از روی عشق و محبت نباشه و ابراز عشق و علاقه توی رفتاها و گفتارهاتون واضح نباشه اون بی محبتی شما رو به حساب دینداری شما میذاره
خانم ها با ابزار محبت و بعد از برآوردن نیاز همسرشون می تونن خواسته هایی از همسرش.ن داشته باشن که مطمئن باشن که بهش میرسن
همه ما باید بدونیم اگه بخوایم با دستور دادن و موعظه کردن بخوایم به خواسته هامون برسیم شاید به خواسته هامون برسیم اما برای طرف مقابل ایجاد نفرت می کنیم ولی در بیشتر مواقع این نوع برخورد موجب لجبازی افراد میشه و اهداف ما هم تامین نمیشه
اون خانم بعد ازچندین ماه که عروسی کردند و سرزندگیشون رفته بودند یه روز جلوی ما رو گرفت و گفت: یه تشکر به شما بدهکارم ؛ خیلی ممنونم شوهرم خیلی تغییر کرده ...

محبت های جیره بندی شده یا محبت های آبدیت شده؟

بسم الله الرحمن الرحیم
بسیاری از مردان ما می دونند که که باید ابراز محبت نسبت خانمشون داشته باشند حالا نسبت  به عمل به این دستور دین آقایون دو دسته میشن:
1. اونهایی که اصلا محبت کردن بلد نیستند و به سفارش دین عمل نمی کنند
2. اونهای هستند که محبت کردن به همسر رو از لوازم زندگی خودشون می دونند اما اینها خودشون دو دسته هستند:
الف) اونهایی که محبت کردن به همسرشون رو جیره بندی می کنند مثلا ماهی یه دفعه محبت بکنند و اونهم با خریدن یه هدیه و سعی می کنند از زبونشون استفاده نکنند و یه عده هم هستند
که سالی یه دفعه به خانمشون می گن : «دوستت دارم»
و اینگونه مردان زیاد هستند که فکر می کنند فقط باید شنبه صبح یه محبت داشته باشند تا آخر هفته کفایت می کنه ب)دسته دوم کسانی هستند که توی محبت کردن بروز و آبدیت هستند یعنی اگه خانمش روزی چند دفعه تماس تلفنی داشته باشه هر چند دفعه قربون صدقه همسرش میره و به هر بهونه ایی نگاه محبت آمیز به همسرش می کنه و همیشه در حال ابراز محبت به همسرش هستش
به نظر شما کدومیک زندگی بهتری دارند؟
آقایونی که خیلی از همسر خودشون ( به خصوص از روابطشون) می نالند تا به حال به این فکر کردند که آیا تونستند محبت کافی به همسرشون داشته باشند تا بتونند طبع گرمی برای همسرانشون بسازند؟
آیا تا به حال به این فکر کردند که زمانی می تونند محبت کافی داشته باشند که محبت کردنشون  آبدیت و بروز باشه تا بتونند از زندگیشون لذت ببرن؟
.
.
.
در مورد محبت به کودکان هم خواهیم نوشت
منبع:
http://aramesh.mihanblog.com/post/25

 
  BLOGFA.COM